محتمل است‌، وفقط براساس نسخه‌اي است (در مجموعه‌ٴ هاليول‌) به نام رساله در باب حلقه‌ٴ ثانيه از استاد فرانكو. منشأ آن هر چه باشد، معرفي حلقه‌ٴ شامله در قلمرو غرب لاتيني بيشتر مرهون رگيومونتانوس بوده ودر سده‌هاي پانزدهم و شانزدهم‌، رواج زيادي يافته است‌.
اسطرلاب خطي‌، معروف به عصاي طوسي‌، نه به نام نصيرالدين طوسي‌، بلكه به نام مظفر طوسي (وفات‌: حدود 1213)، موسوم است‌.
نصيرالدين رساله‌اي در باب ربع مجيب نوشت‌. 19) نزهةالناظر. رساله‌اي ديگر از او در باب‌ اسطرلاب به فارسي موجود است 20) رساله‌ٴ بيست باب در معرفت اسطرلاب‌. عبدالعلي بن‌ محمدبن حسين بيرجندي (وفات‌: حدود 1523)، آن را شرح كرده است‌.
8. زيج ــ مهم‌ترين حاصل رصدخانه‌ٴ كم دوام مراغه تأليف زيج تازه‌اي بود به نام (21) الزيج‌ الايلخاني‌. اين زيج به فرمان هلاكو (ايلخان از 1256 تا 1265)، تهيه شد. مي‌توان تصور كرد كه‌ كار در 1259 يا اندكي بعد، آغاز شد. نصيرالدين اظهار كرده كه براي استخراج زيج سي سال لازم‌ است‌، چون اين كمترين مدتي است كه دور كواكب به كمال مي‌رسد، ولي هلاكو فقط دوازده‌ سال وقت براي كارش به او داده بود. نصيرالدين قول داد و در دوازده سال زيج را تدوين كرد؛ بدين‌ترتيب اين زيج در حدود 1272، به اتمام رسيد.
احتمال دارد كه زيج ايلخاني در اصل به فارسي نوشته شده است‌. اين زيج در چهار مقاله‌ است‌: الف‌) تاريخ‌هاي چين‌، يونان‌، عرب و ايران‌؛ ب‌) حركات سيارات‌؛ ج‌) معرفت اوقات‌؛ د) اعمال اخترگويي‌. شهاب‌الدين حلبي‌،1 و بار ديگر (يحيي‌بن‌؟) علي بن رفاعي حسيني در 1527 ـ 1528، آن را با عنوان حل‌الزيج به عربي ترجمه كردند. نسخه‌اي از زيج به خط اصيل‌الدين‌ حسن پسر نصيرالدين با شرحي از حسن بن محمد نيشابوري (نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ چهاردهم‌)، به نام‌ كشف‌الحقائق در دست است‌. علي شاه بن محمد خوارزمي (برآمدنش حدود 1301)، شرح‌ ديگري بر آن نوشت با عنوان العُمْدة الايلخانية. توضيح زيج ايلخاني تصحيح اين زيج است از حسن بن حسين شاهنشاه سمناني در 1392 ـ 1393، كه محمود شاه خلجي آن را شرح كرده‌ است‌. بالاخره جمشيد بن مسعود كاشاني (وفات‌: حدود 1436)، نخستين رئيس رصدخانه‌ٴ الغ‌ بيك در سمرقند ذيلي بر زيج ايلخاني نوشت به نام الزيج الخاقاني‌.
زيج نصيرالدين براساس رصدهاي تازه‌، و در عين حال (به گفته‌ٴ خودش‌) براساس زيج‌هاي‌ قبلي‌، به‌ويژه زيج هيپارخوس‌، بطليموس‌، زيج مأموني‌، بتاني‌، ابن‌اعلم‌، و ابن‌يونس بود.
اين زيج در شرق‌، از جمله چين‌، شهرت زيادي يافت‌. حتي پس از تأليف زيج الغ بيگ هم‌ (حدودد 1437)، هم‌چنان مورد استفاده قرار مي‌گرفت‌.


1. شايد همان ابوالعباس احمدبن ابراهيم‌بن خليل يا دمشقي (وفات‌: 1455) باشد.